الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

209

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) در اين هنگام قريشيان چنان تكبير گفتند كه كوه‌هاى اطراف به لرزه درآمد ! امّا عبد المطلب گفت : خير ، قبول نيست . مگر اين كه سه بار قرعه بزنم و هر سه مرتبه قرعه به نام شتران در بيايد . آنگاه كه سومين قرعه هم به نام شتران درآمد ، زبير و ابو طالب و برادرانشان ، عبد الله را از زير دست‌هاى عبد المطلب بيرون كشيدند و چون گونه‌اش را بر زمين گذاشته بود ، مقدارى از پوست آن كنده شده بود . آنها او را روى دست‌هاى خود بلند كردند و او را غرقه بوسه ساختند و شروع به زدودن گرد و خاك‌ها از بدنش كردند . پس از آن عبد المطلب دستور داد كه شترها را در بازار حزوره « 1 » نحر كنند و گوشت آن را توزيع نمايند . ( 2 ) عبد المطلب پنج سنت را بنيان نهاد كه خداوند آنها را در اسلام جارى ساخت . او زن پدر را بر فرزندان پدر حرام كرد و ديهء يك مرد را صد شتر قرار داد و تعداد شوطهاى طواف را هفت قرار داد و گنجى را پيدا كرد « 2 » و يك پنجم آن را صدقه داد و چاه زمزم را به هنگام حفر ، آشاميدنى حاجيان ناميد . آرى اگر عبد المطلب از حجّت‌هاى خدا نبود و تصميم وى به ذبح عبد الله ، شبيه تصميم ابراهيم به ذبح فرزندش اسماعيل نبود ، هرگز نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به اين افتخار نمىكرد كه فرزند دو ذبيح است و نمىگفت : انا ابن الذبيحين ؛ و همان علّتى كه باعث شد خداوند ذبح شدن را از اسماعيل دور كند ، باعث شد كه ذبح شدن را از عبد اللّه دور كند ، و آن اين بود كه نبى اكرم و ائمه معصوم صلّى اللّه عليه و آله در صلبشان بودند و به بركت نبى اكرم و ائمه صلّى اللّه عليه و آله و سلم خداوند ذبح شدن را از آنها دور كرد . « 3 » ( 3 ) يعقوبى مىگويد : اسم عبد الله در ابتدا عبد الدار يا عبد قصىّ بود و هنگامى كه قرار شد در راه خدا فدا شود ، عبد المطلب گفت : او عبد الله است « 4 » و اين حادثه بيست سال پس از حفر زمزم بود « 5 » و در اين هنگام عبد الله بيست‌ساله بود .

--> ( 1 ) . حزورة بر وزن رحرجة ، تپه معروفى است در مكه كه به عنوان بازار انتخاب مىشود ، چنان كه در صحاح آمده است و اين خبر را ابن اسحاق در سيره نقل مىكند و مىگويد : چنان كه گمان كرده‌اند ، اين خبر را به عبد المطلب نسبت داده‌اند و گفته‌اند كه او شترها را در پاى بت‌ها قربانى كرد و اين مردود است ، چنان كه روايات معتبرى را از ائمه صلّى اللّه عليه و آله و سلم در اين باره نقل كرديم . ( 2 ) . شايد كه اين گنج چنان كه قبلا هم گفته شد ، همان اشيايى باشد كه جرهم آن را دفن كرده بود . ( 3 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 212 . ( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 : ص 9 . ( 5 ) . همان . اين امر با تاريخى كه براى سنّ ازدواج عبد اللّه ذكر كرده است ، معلوم مىشود .